وی افزود: شبه علم یا همان علم زرد، به باورها و ادعاهایی گفته میشود که با هیچ یک از ویژگیهای علم همخوانی ندارد، افرادی که به آن باور دارند متعصبانه از باورهای خود دفاع میکنند و در عین حال این باورها و ادعاها نه قابل آزمودن با روش های علمی هستند، نه تکرار پذیر هستند و نه در بلند مدت پایایی دارند. طالع بینی، کف بینی، قانون جذب و برخی از سخنرانیهای انگیزشی، نمونههای بارزی از شبهعلم هستند.
این مدرس دانشگاه با بیان این که «در برخی موارد شناسایی مرزهای بین علم و شبه علم به سختی امکان پذیر است» گفت: برای مثال یکی از نمونههای بسیار بحث برانگیز در این خصوص آزمون شخصیت MBTI است که هرچند تا کنون پژوهشهای زیادی بر اساس آن انجام شده است، اما برخی یافتهها گواه از آن دارد که این ابزار پایایی لازم برای سنجش ویژگی های شخصیت را ندارد و افراد در بازههای زمانی مختلف، در پاسخ به این آزمون با ویژگیهای شخصیتی مختلفی روبرو میشوند. این موضوع درحالی است که ما شاهد هستیم که علاقمندی افراد برای استفاده از این آزمون به منظور پیش بینی موفقیت شغلی، تحصیلی و ... رو به افزایش است و با توجه به عدم پایایی کافی این ابزار که طی پژوهشهای اخیر مشخص شده است، یعنی پاسخ به آزمون در بازههای زمانی مختلف نتایج متفاوتی در بر خواهد داشت، آسیبهایی به افراد وارد میشود. بر این اساس، توصیه منتقدین این است که در استفاده از این آزمون، جانب احتیاط رعایت شود.
این روانشناس درباره روانشناسی شبه علمی و گستردگی آن، گفت: در این میان، روانشناسی نیز از گزند شبه علم در امان نمانده است و امروزه شاهد آن هستیم که روان شناسی علمی تلاش میکند تا میان روانشناسی علمی و شبه علم یا همان علم زرد تمایز قائل شود. با این حال، روانشناسی زرد یا شبه علمی در بین مردم به دلایل مختلف از محبوبیت بالایی برخوردار است. شاید بتوان به این نکته اشاره کرد که روانشناسی زرد مطالبی را بیان میکند که مردم دوست دارند آنها را بشنوند، فارغ از اینکه چقدر با واقعیت همخوان هستند یا خیر. روانشناسی زرد یا همان شبه علم، همیشه راههای آسان را پیشنهاد می کند و با جملات انگیزشی برای مدت کوتاهی، آنچه مردم می خواهند را به آنها می گوید.
دوستی ادامه داد: نکته قابل تامل در این است که افراد، با اینکه به وضوح میدانند این روشها در طولانیمدت اثربخش نیست، اما به دلیل پیامد کوتاه مدت که فرد در لحظه احساس بهتری دارد یا به زبان روانشناسی، تقویت منفی یا همان حذف محرک ناخوشایند دریافت می کند، این رفتار را ادامه می دهد و چرخه ادامه پیدا می کند. این امر در حالی است که ما میدانیم پروسه روان درمانی و مبتنی بر روش های علمی، فرآیندی طولانی مدت و در برخی شرایط دردناک است که در نهایت منجر به بازسازی شخصیت و رفع مشکلات مربوط به روان می شود، اما بازهم تاکید می کنم انسان همیشه به دنبال راهکارهای ساده است و شبه علم با روش های ساده، آنچه مردم می خواهند را به آنها میگوید.
وی در پایان با اشاره به روی آوردن برخی روانشناسان به روانشناسی زرد تصریح کرد: با وجود تمام آسیب هایی که شبه علم یا علم زرد به افراد وارد می کند، متاسفانه امروزه به دلایل مختلف برخی از افراد که حتی تحصیلات دانشگاهی روانشناسی دارند هم به شبه علم روی آورده اند و به جای استفاده از روش های علمی مبتنی بر شواهد، از روش های غیر علمی و مبتنی بر "به چیزهای خوب فکر کن"، "دنیا در دستان توست" و مواردی مشابه استفاده می کنند. هر چند که این موضوع آسیب زننده است، اما ممکن است به دلیل ناآگاهی مردم، خطاهای شناختی و بسیاری از موارد دیگر، بازار علم زرد داغتر از روشهای علمی مبتنی بر شواهد باشد.